دلنوشته(49)

خرید بک لینک

08:08

ب شدت مریضم... ندارمت مث دفه های قبل بیای بغلم کنی

قرص هایی ک میخورم بیهوش و بی حسم میکنه... دست و پاهام بیجون میشه... خیلی قویه

دوباره داره خوابم میبره...

هفته دیگه همین موقع تولدته...

7 روز مونده

جون من مراقب خودت باش... مریض نشی

هرروز ب امید اینکه پی ام تو یا کامنت تو رو ببینم میاد تلگرام و وبلاگ

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:52

11:11

دیشب ی نرم افزار دانلود کردم کل اس ام اس هامونو ذخیره کرد

شاید بخوام گوشیمو عوض کنم حیفه پیامات بپره...

ی مقداریشونو تو همون نرم افزار خوندم

کلا دیشب ب گریه گذشت

تا 2 زااار زدم با حرف زدنت... چقد دلتنگتم

6 روز مونده ب تولدت

برات جشن میگیرم

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

سُرُمدیروز ی دونه سرم زدم با امپولی ک باید تو رگی میزدم... و امروز و فردا هم باید رو هم 4 تای دیگه هم بزنم... الانم زیر سرممچشمام ب شدت خسته ست... میسوزه... دیشب ک پیامارو میخوندم خیلی قشنگ حرف زده بودی... بدنم کوفته س... انگاری کتک خوردماینم از سرمم همین الان یهویی... حدود 10دیقه دیگه تمومه... این 10 دیقه رو چشامو ببندم سوزشش بیوفته دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 167 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

اگر "دیشب" ات را با "یاد" منبا مرور "عکس "هابا حس "دلتنگی"سر نکرده باشیهیچ چیزی باعث نخواهد شدکه امروزاول صبحصبحم را بخیر نکنی!هیچ چیز ...حتی آن " غرور" لعنتی ات! دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: عشق النساء الحلقة 26,عشق النساء 26,عشق وجزاء الحلقة 26,عشق النساء الحلقة 26 dailymotion,عشق الاسود 26,عشق النساء ح 26,عشق وجزاء حلقة 26,عشق وجزاء الحلقة 26 حسناء, نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

00:00

هیچ وقت اندازه امروز از درد اینجوری گریه نکرده بودم... دردم خیلی زیاد بود ولی دلتنگیه باعث شد اونجوری گریه کنم... وگرنه استانه دردم بالاست... واسه درد جسم زجه نمیزنم هیچوقت...

الان آرومم ی مقدار... سری ب سری اس ام اس هارو میخونم...

شاید ی روزی برات فرستادم فایلشو

5 روز مونده

پولامو جمع کردم برات...

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

19:19دلم گرفته... کفش خریدمفردا میرم اراکاخر هفته مامان اینا میگن باید بیام خونه... ولی تولد توئه... چکار کنم؟؟ چطور بیام؟؟ دلمو چجور راضی کنم؟؟ اگه بیام نمیتونم برات تولد بگیرم... اگه بیام نمیتونم برات کیک بخرم... جشن بگیرم... لباس خوشگلارو بپوشم... ارایش کنم... اگه بیام نمیتونم برم پارک پیروزی... بشینم تو همون الاچیقاگه بیام نمیتونم راحت برات گریه کنم... نمیام... هیچجا نمیامدلم گرفته... خیلی دلم گرفته دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

4 روز مونده تولدت...

حالم خوب نیست نگرانتم

نکنه رفتی کربلا...

از چهارشنبه دیگه تلگرام انلاین نشدی... میفهمی؟؟ از چهارشنبه!!

روح و روانم شدیدا بهم ریختس

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

02:02خیلی خستم خیلیاز سرشب با زهرا درگیر پاورپوینتش بودیم... الانم هستیمتنظیمات کیبورد گوشیم بهم ریخت... با کیبورد داغون دارم تایپ میکنم(به قول خودت!) سه روز دیگه مونده تولدت... فردا میرم دنبال کارا...موهای سفیدم زیاد شده... بیشتراز حد تصورماحساس خوشگلی زیاد میکنم نمیدونم چرا... این روزا زیادی جلو آینه ام... نگاه خودم میکنم و هی میگم چقد امروز خوشگل شدم! بعدم تصور میکنم اگه اون لحظه منو ببینی چ فکری میکنی پیش خودت... حتما میگی چقد قشنگ شده! خخخخخ خل شدم دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:51

گریه

امروز بعد از مدتها دوباره زجه زدم... دل تنگ شده بودم برای گریه با صدای بلند...

دلم خالی شد...

ولی چشام بدجور پف کرد

00:00

داری بهم فکر میکنی...

چند ساعتی انلاین نشدی نگرانت شدم

فردا میرم اراک... هرچی بیشتر ب تولدت نزدیک میشیم بیشتر دلهره میگیرم...

کاش بودی از کیکت میخوردی

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 16:24

تولد ریحانهامروز عصر بعد از کلاس رفتیم تولد ریحانه... از قبل برنامه چیدیم برای سوپرایز و خیلی هم خوشگذشت و کیک هم خریدیم و بجای کادو کافی شاپ رزرو کردیم... خیلی خندیدیم... خداروشکر... خیلی خوش گذشت... موقع برگشت ارزو کردم ی روزی بیاد ک منم برات تولد بگیرم... 16روز دیگه تولدته... از ابان متنفرم... ن ب شبای قبل ک دیر دیر میومدی تلگرام ن ب امشب... از عصری انلاینی... البته میدونم درحال ترجمه ای کار میکنی... ولی ی استراحتی هم ب چشما و کتف و کمر و دستات بده... البته ب من ربطی نداره برا خودت میگم... اذیت میشی...ن ک فک کنی نگرانتم هااااا.. اصن برام مهم نیستی دیگه... ب من چ اصلا دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 16:24

صفحه بندی